بهاء الدين محمد بن شيخعلي الشريف اللاهيجي
339
تفسير شريف لاهيجى ( فارسى )
وَ الْإِنْسِ إِنِ اسْتَطَعْتُمْ » تا آخر آيه و نظر كنند جن و انس كه احاطه كرده ايشان را هفت طايفه از ملائكه و چون اخبار بر عدم قدرت عباد مستلزم تنبه و توجه بدرگاه قادر بيچونست و اين از جمله نعمتهاى عظيمه است بنا برين ميفرمايد كه فَبِأَيِّ آلاءِ رَبِّكُما تُكَذِّبانِ يُرْسَلُ عَلَيْكُما شُواظٌ مِنْ نارٍ فرستاده شود بر اهل شرك و عصيان جن و انس زبانهاى از آتش دوزخ خالص از دخان وَ نُحاسٌ و دود سياه كه در آن شعله از آتش نباشد يعنى گاهى زبانهء آتش خالص از دود بر ايشان فرستند و گاهى دودى كه با آن شعله آتش نباشد و بعضى گفتهاند كه نحاس سرب گداخته است كه بر سرهاى آنها فرو ريزند فَلا تَنْتَصِرانِ پس نصرت به يكديگر نتوانيد كرد در رفع اين عذاب فَبِأَيِّ آلاءِ رَبِّكُما تُكَذِّبانِ بس بكدام نعمتهاى پروردگار خود كه آن اخبار شماست به عذاب دوزخ تا از شرك و عصيان اجتناب كنيد انكار مينمائيد . [ سوره الرحمن ( 55 ) : آيات 37 تا 45 ] فَإِذَا انْشَقَّتِ السَّماءُ فَكانَتْ وَرْدَةً كَالدِّهانِ ( 37 ) فَبِأَيِّ آلاءِ رَبِّكُما تُكَذِّبانِ ( 38 ) فَيَوْمَئِذٍ لا يُسْئَلُ عَنْ ذَنْبِهِ إِنْسٌ وَ لا جَانٌّ ( 39 ) فَبِأَيِّ آلاءِ رَبِّكُما تُكَذِّبانِ ( 40 ) يُعْرَفُ الْمُجْرِمُونَ بِسِيماهُمْ فَيُؤْخَذُ بِالنَّواصِي وَ الْأَقْدامِ ( 41 ) فَبِأَيِّ آلاءِ رَبِّكُما تُكَذِّبانِ ( 42 ) هذِهِ جَهَنَّمُ الَّتِي يُكَذِّبُ بِهَا الْمُجْرِمُونَ ( 43 ) يَطُوفُونَ بَيْنَها وَ بَيْنَ حَمِيمٍ آنٍ ( 44 ) فَبِأَيِّ آلاءِ رَبِّكُما تُكَذِّبانِ ( 45 ) فَإِذَا انْشَقَّتِ السَّماءُ پس وقتى كه شكافته شود آسمان در وقت قيام قيامت فَكانَتْ وَرْدَةً كَالدِّهانِ پس گردد رنگ آن سرخ مانند اديم سرخ چنانچه كلينى گفته كه دهان اديم احمرست و جمع آن ادهنة است و ميتواند كه دهان جمع دهن باشد و كالدهان خبر باشد بعد از خبر يعنى روزى كه شكافته شود آسمان پس بگردد رنگ آن سرخ و مانند روغن زيت گداخته شود از رسيدن حرارت و شعلهء آتش دوزخ بر آن و جواب اذا محذوفست به اين تقدير كه « فَإِذَا انْشَقَّتِ